تبلیغات
کلبه تنهایی



در این دیار خسته کش دیگر بریده نفسم

هرچه تلاش می کنم به آرامش نمی رسم

در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد

ارثیه های عاطفی  اینجا از من ربوده شد

روز نفس نفس زنان رو به سراب می روم

خشک گلو و تشنه لب به عشق آب می روم

شب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جان

در غم فردای دگر باز به خواب می روم باز به خواب می روم

از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیست

اسب نفس بریده را طاقت ازیانه نیست

از گل چهره سوخته طراوتی طلب کن

برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن

فرشته ی نجات من دیر به ما رسیده ای

کهنه شده است زخم ما کوشش بی سبب نکن

+ نوشته شده در پنجشنبه 1395/03/27 ساعت 23:30 توسط نظرات |