تبلیغات
کلبه تنهایی



از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم

نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم

آوار پریشانیست ، رو سوی چه بگریزیم

هنگامه ی حیرانیست ، خود را به كه بسپاریم

دوران شكوه باغ ، از خاطرمان رفته ست

امروز كه صف در صف ، خشكیده و بی باریم

تشویش هزار آیا ، وسواس هزار اما

گیجیم و نمی دانیم ، ورنه همه بیماریم

ما فرق ندانستیم بیداری مان از خواب

گفتند كه بیدارید ، گفتیم كه بیداریم

دردا كه هدر دادیم ، آن ذات گرامی را

تیغیم و نمی بریم ، ابریم و نمی باریم

من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم



+ نوشته شده در جمعه 1392/02/13 ساعت 00:24 توسط نظرات |